این مطلب رو واسه مسافر زمینی گلم نوشتم که هم بدونه چقدر دوسش دارم و هم اینکه دیگه اونجوری نگه :اینجا قرار نیست به روز شه؟؟؟؟؟؟
من الان تو دانشگام یه جورایی دلم گرفته
اخه داره تموم میشه کلاس درس استاد درس خوندنای شب امتحانی دودره بازی...
به خدا من از هون بچه سوسولا نیستم که غصه تموم شدن درس رو بخورن ولی تا دانشجویی دلت خوشه انشجویی ولی بعدش چی؟
میدونم دل من و دل همه شما یه روز برای همه این روزهای تلخ و شیرین تنگ خواهد شد
به امید روزهبیی خوش و پر از نشاط و هیاهو برای همه شما![]()





دیروز بود نیمکتهای چوبی مدرسه مقنعه های کج وموج!شکایت به معلم از اذیتهای بغل دستیت و... کلی ازین خاطره ها حالا چی شد یاد مدرسه افتادم؟امروز تو مسجد یکی از همکلاسیهای اول دبستانمو دیدم هم همکلاسی هم همنیمکتیم! یادش بخیر میدونید چه جوری باهاش دوست شدم یادمه اون زنگای تقریح همیشه همراه خودش خوراکیهای خوشمزه میاورد مخصوصا کلوچه های خوشمزه منم یه روز خیلی هوس اون کلوچه هارو کردم خودمو به زور چسبوندم بهش! و بالاخره تونستم به هون کلوچه ها برسم واین شد سراغاز دوستی من و سیمین الانم سیمین خانوم سال اخر رشته زیست شناسیه امیدوارم که تا همیشه همیشه موفق و پیروز باشه 
خوبه خوبه که ادم قدر سلامتیشو بدونه خودمو میگم خیلی ناشکرم یه سردرد چه جوری از پا درم میاره و حالا که بهترم میبینم هیچ نعمتی بالا تر از سلامتی نیست و من چقدر نادیدش میگیرم از خدا میخوام به همه مریضه سلامتی عطا کنه
