تبليغاتX
تصور كن تو ميتوني بشي تعبير اين رويا

تصور كن تو ميتوني بشي تعبير اين رويا

سلام یه سلام گنده از جنس بیمعرفتی اول به خودم که اخر بی معرفتام

این مطلب رو واسه مسافر زمینی گلم نوشتم که هم بدونه چقدر دوسش دارم و هم اینکه دیگه اونجوری نگه :اینجا قرار نیست به روز شه؟؟؟؟؟؟

من الان تو دانشگام یه جورایی دلم گرفته

اخه داره تموم میشه کلاس درس استاد درس خوندنای شب امتحانی دودره بازی...

به خدا من از هون بچه سوسولا نیستم که غصه تموم شدن درس رو بخورن ولی تا دانشجویی دلت خوشه انشجویی ولی بعدش چی؟

میدونم دل من و دل همه شما یه روز برای همه این روزهای تلخ و شیرین تنگ خواهد شد

به امید روزهبیی خوش و پر از نشاط و هیاهو برای همه شما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:41  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام سلام به همه

نمیدونم چرا هیچ وقت نمیتونم حرفای گنده گنده بزنم

اصلا گاهی وقتها مغزم کار نمیکنه مثل الان

وقتی دلتون خیلی خیلی میگیره چیکار میکنین؟وقتی خیلی بهتون فشار میاد یه غصه گنده رو دلتون سنگین میکنه چیکار میکنین؟چه جوری بار دلتونو سبک میکنین؟خ که دلم بدجوری گرفته کاش میشد خدا بنده هاشو بغل کنه کاش یه کمی محکم بودم چرا این همه در مقابل همه چیز ضعیفم؟و چرا اینقدر ناشکرم؟

...

 الهی الیک مددت یدی و نصبت وجهی...

...یارب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 20:42  توسط مسافر کوچولو  | 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

خدایا به ابروی امام حسین لحظه ای ما را به خودمان وامگذار.

آمین

                                                       

                       

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 11:45  توسط مسافر کوچولو  | 

پنجره»

هر چشم تو يه پنجره، رو به تماشای سحر!
ديوار خواب خط بزن! ای از همه آزاده تر!
پلکاتُ وا کن روبه عشق!پيله ی ترسُ پاره کن!
فانوسک قلب منُ، يه کهکشون ستاره کن!

 پنجره يعنی يه نفر،ديوارُ حاشا ميکنه!
هر کس به قدر پنجرش،نورُ تماشا ميکنه!
پنجره يعنی يه نفر، تشنه ی لمس منظره!
با هر نگاهی تازه شو!هر چشم تو يه پنجره!

اونور قاب پنجره، اگه قشنگه ، اگه زشت!
اگه سياه ، اگه سفيد، اگه جهنم يا بهشت!
با هر نگاه گرم تو، منظره ديدنی ميشه!
وقتی تو لب وا ميکنی، حرفا شنيدنی ميشه!

پنجره يعنی يه نفر،ديوارُ حاشا ميکنه!
هر کس به قدر پنجرش،نورُ تماشا ميکنه!
پنجره يعنی يه نفر، تشنه ی لمس منظره!
با هر نگاهی تازه شو!هر چشم تو يه پنجره!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 12:14  توسط مسافر کوچولو  | 

این نوشته فقطو فقط برای تو و به یاد تویه برای تویی که تا بینهایت دنیا دوست دارم برای تو که زیبای جاودانه منی برای تو که طعم شیرین عاشقی فقط با نگاه تو برام معنا پیدا میکنه برای توکه دوست داشتنت قشنگترین حادثه زندگیمه برای تو که تا همیشه برای تو و فقط و فقط برای تو خواهمبود برای تو مینویسم تا بدانی چقدر دلم برات تنگ شده...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 17:48  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام یه سلام از جنس خاطران شیرین و فراموش نشدنی کودکیاخ مسافر زمینی کاش دیروز اینجا بودی بعد شش سال دیروز برگشتم به خاطرات کودکیم به حیاط بازیهامون به اتاق خودمو نگین و ننه لیلا نمیدونی وقتی پامو گذاشتم تو اون اتاق چقدر گریه کردم هرجا که پا میذاشتم تمام خاطراتم تلخ شیرین مل یه فیلم از جلو چشمام عبور میکرد اخ مسافر زمینی چقدر دیروز جات تو بازی لی لی شش خونه خالی بود نگین جون دیروز نبودی شعر کودکان تیزهوشو خودم تنهایی برگزار کردم راستی گالانو سایینو مرسدس بدجوری تنها شدن تازه کبوجانم که نمیدونم اخرش ساخته ذهن من بود یا تو خیلی سلام رسوند نمیدونی اقاقیها چقدر بزرگ شده بودن امین الدوله خشک خشک شده بود یاس کبود گل داده بود خلاصه دیروز من بودم و یه بغل بغض یه بغل خاطره و یه بغل یاس کبو که با یاد دستهای تو به سینه فشردم و بوسیدم...

تو مثل یاد بازی من تو کوچه های پیر و خاکی هنوزم برای من عزیز و پاکی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 15:35  توسط مسافر کوچولو  | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!

من اومدم فکر کنم یه ماهی شد که نبودم خوب حالا هم اومدم واسه عیدو این برنامه ها الان اگه یه ... خفن!وبلاگمو بخونه میگه یعنی چی خانوم مگه ما تو صفر اونم روز اربعین عید داریم؟نه نداریم من خودم مخلص در بست امام حسینم ولی یه چیزه دیگه هم هست امام حسین بیشترز از هر کسه دیگه ای به ما ایرانی ها نزدیکه به خاطر همسر گرامیشون <شهربانو>پس ازینجا و پیشاپیش یه سالام اریایی از جنس عشق به حسین به همه ایراننیهای عزیز.

 

پایدار باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:3  توسط مسافر کوچولو  | 

باورم نمیشه اون همه مطلبی که نوشته بودم یهویی رفتن !همه جارو دنبالشون گشتم ولی اب شده بودن نمیدونم!ولی اینها مایه سست شدن اراده من واسه نوشتن نمیشه! بله من دوباره مینویسمشون!

خوب دوباره از اول میگم حرفموازینجا شروع کرم که مامانی گلم برداشت بهم گفت تو هیچ کاری غیر عاشق شدن بلد نیستی! حاال واسه چی این حرفو زد؟!

من میخواستم وبمو اپ کنک در کنارشم میخواسستم سیاوش قمیشیو گوش کنم که همین کارو هم داشتم میکردم که یهو مامانم متوجه یه صدای ازاردهنده داره این دور ورا میپلکه!نه اینکه صدای سیاوش عزیز من ازار دهنده باش نه اصولا تو خونواده ما موسیقی خیلی طرفدار نداره بعد بهم گفت که هد فونو بذارم تو گوشم که منم همین کارو کردم ولی صدایی ازش بیرون نیومد!! بعد اومدم طی یک اقدام انتحاری جای سیمهاشو عوض کردم یعنی قرمزو زدم جای مشکی و بالعکس!!!!!!!!!!!!بعد دیدم که هیچ افاقی نیوفتاد بعد در همین جا بود که مامانم اون جمله تاریخیشو که ذکرش در بالای مطلبمم گذشتو زد!من که کلی بهم برخورده بود طی یک جستجوی مبتکرانه فهمیدم که باید جای سیمهای بلندگو سیم هدفونو بزنم(چه کشف بزرگی!!! )و خلاصه اینکه من در حال حاضر هدفون به گوش مشغول نوشتنم!!)

حالا انصافا شما بگید من غیر عاشقی کارای دیگه ای بلد نیستم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 7:3  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام یه سلام از جنس بغض از جنس اشک و از جنس ماتم و عزا

سلام به حسین و اگه اجازم بدین و لایقم بدونین سلام به جدم حسین نمیدونم همیشه دوست داشتم اینروز یعنی روز عاشورا زود بگذره اخه میترسم میترسم حق گریه و عزای امروز رو به جا نیارم و بعد شرمنده خدا باشم البته من هرگز نمیتونم حق امروزو حتی به حتی کمترین وجهش به جا بیارم اقا جون ازتون میخوام اون دنیا منو یادتون نره میدونم لایق نیستم ولی اگه دیدین یه روسیاهیو دارن میبرن جهنم بهشون بگین یک لحظه صبر کنن اقا جون بیاین بالای سرش اقا جون اگه شیعه شما بود اگه توی عزاتون لباس مشکی پوشیده بود اگه صورتشو به گلاب اشک برای حسین شسته بود منت سرش بذارین چه جوری صورتی که برای عزای حسین خیس شده میتونه تو اتیش جهنم بسوزه؟اقا جون من همون روسیاهم تو رو به مادرتون فاطمه زهرا قسمتون میدم منو یادتون نره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 9:32  توسط مسافر کوچولو  | 

گر ببارد ابر دریا میکند        گر بنالد سینه غوغا میکند

در کلاس درس عشق و عاشقی    عشق را عباس معنا میکند

سلام و درود بر تو ای سقای کربلا سلام و درود بر تو ای ایینه دار عشق به برادر سلام بر تو ای هممنشین و همراز دیرینه حسین سلام بر تو ای باب الحوائج سلام از دل تاریک و فسرده من بر تو اقا وسرور من چگونه راهم میدهی در حالیکه اینقدر غرق گناهم که جواز عبورم نمیدهند تو شفیع من شو ای سراسر خوبی برای شفاعتت چه بیارم که قبولم کنی من که هیچ چیز ندارم هیچ چیز اقای من مولای من دست خالی قبولم نمیکنی ؟ اگر به برادرت حسین قسمت دهم چه؟ یا قاضی الحاجات اقض حاجاتنا بحق الحسین (ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 12:6  توسط مسافر کوچولو  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 11:54  توسط مسافر کوچولو  | 

انگار که همین دیروز بود نیمکتهای چوبی مدرسه مقنعه های کج وموج!شکایت به معلم از اذیتهای بغل دستیت و... کلی ازین خاطره ها حالا چی شد یاد مدرسه افتادم؟امروز تو مسجد یکی از همکلاسیهای اول دبستانمو دیدم هم همکلاسی هم همنیمکتیم! یادش بخیر میدونید چه جوری باهاش دوست شدم یادمه اون زنگای تقریح همیشه همراه خودش خوراکیهای خوشمزه میاورد مخصوصا کلوچه های خوشمزه منم یه روز خیلی هوس اون کلوچه هارو کردم خودمو به زور چسبوندم بهش! و بالاخره تونستم به هون کلوچه ها برسم واین شد سراغاز دوستی من و سیمین الانم سیمین خانوم سال اخر رشته زیست شناسیه امیدوارم که تا همیشه همیشه موفق و پیروز باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 22:51  توسط مسافر کوچولو  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:10  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام نمیدونم حالا که همه چیز داره درست میشه نگرانی اومده به سراغم شاید به خاطر اینکه هیچکس غیر خودم به کاری که میخوام بکنم ایمان نداره دلم میخواست یه نفر با اطمینان نگام میکردو میگفت برو جلو نترس تو حتما تو این امتحان سر بلند بیرون میای برام دعا کنید اخه دعا در حق دیگران زودتر مستجاب میشه دعا کنید ۱۰ساله دیگه با حسرت به این روزا نگاه نکنم ایشالا که همه جوونا خوشبخت باشن از خدا میخوام که سرانجام کارهای همرو رضایت و خشنودی خودش قرار بده خدایا بحق این ماه عزیز و به حق صاحب عزیز ترش استجب دعائنا و بلغنا منای

امین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:8  توسط مسافر کوچولو  | 

خوبه خوبه که ادم قدر سلامتیشو بدونه خودمو میگم خیلی ناشکرم یه سردرد چه جوری از پا درم میاره و حالا که بهترم میبینم هیچ نعمتی بالا تر از سلامتی نیست و من چقدر نادیدش میگیرم از خدا میخوام به همه مریضه سلامتی عطا کنه

امین

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 21:36  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام سلام به حسين ( ع) سلام به بوي خوب محرم وسلام به همه عاشقان حسين (ع)

نميدونم واقعا اين عشق حسيني چه خاصيتي داره كه پيرو جوون و بچه تحت تاثيرشن محرم كه ميشه يه شور عجيب بين مردم به پا ميشه واقعا اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست

قربون اسم عزيزش برم كه وقتي اسم عزيزو مقدسش مياد همه ناخوداگاه ياد حاجتاشون ميافتن و كيه كه در خونه امام حسين رفته باشه و نا اميد برگشته باشه اميدوارم كه همتون زيرسایه امام حسين( ع)به خواسته هاتون برسيد

امين يا رب العالمين 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 14:9  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام میدونم خیلی وقته نیومدم از دست این امتحانا!حالا نه که من خیلی درس میخونم!ولی خوب شب امتحان درگریهای خاص خودشو داره در ضمن خدا کنه ادم اهل نوشتن باشه وگرنه این حرفا بهونست

غرض از مزاحمت من که لایق نیستم ولی عید غدیرو به همتون تبریک میگم ایشالا زیر سایه امیر المومنین (ع) به همه خواسته هاتون برسید

التماس دعا

یا مولا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 12:54  توسط مسافر کوچولو  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 13:40  توسط مسافر کوچولو  | 

سلام به خدای کعبه سلام به خدای سرزمین وحی وسلام به همه زایران سرزمین نور خوش به حال همه اونایی که راهی مکه اند و میخوان قلب ودل روحشونو در زلال جویبهر عفو ورحمت الهی از غبار گناه و الودگی بزدایند از همشون التماس دعا دارم به خصوص از مادرم

التماس دعا یا حق

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 13:34  توسط مسافر کوچولو  | 

اللهم قو علی خدمتک جوارحی

سلام قرار نتیجه یه ازمون مهم واسم بیاد این سایتای اموزشی هم که هیچ بخاری ازشون بلند نمیشه از دیروز تاحالا صذ بار چکشون کردمولی هیچ خبری نبود که نبود توروخدا واسم خیلی دعا کنید اخه واسم خیلی مهمه

خوب حالا هم دیگه بایذ برم ایشالا اگه خبرهای خوبیذاشتمبرمیگردم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 17:32  توسط مسافر کوچولو  | 

...گفتم ببیننمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم...

نمیدونم چی بگم مطلب خاصی به نظرم نمیرسه این فارسی نوشتنم شده دردسر اه چقدر سخته!فقط میتونم بگم واسم خیلی دعا کنید واسه یه امر خیلی مهم که الان نممیتونم بگم باشه واسه موقعیکه ایشالا با دست پر برمیگردم پس فعلا تا اون موقع خداحافظ

اللهم صل عتی فاطمه و هبیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

التماس دعا یا زهرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 16:25  توسط مسافر کوچولو  | 

... وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز میکنم ...

سلام سلام سلام سه تا سلام از جنس صداقت و پاکی و مهربانی اولیش به خدا دومیش به شما و سومیش هم به تو به تو که فقط میتونم بگم که چقدر دوست دارم.

این اولین بار که دارم می نویسم و امیدوار هستم که همینجوری ادامه بدم و مینویسم برای تو تا بدانی که چقدر دلم برایت تنگ میشه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 14:46  توسط مسافر کوچولو  |